موسیقی یک زبان بین المللی است برای ابراز آرزو های نهفته و آشکار دلها
دیده ای که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک میکند و در نتیجه ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آّب به صورت موج انتشار میابد و به گوش ما میرسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژیک درک می کنیم. دوم-موسیقی علمی(تئوری) و عملی همیشه لازم وملزوم یکدیگرمی باشند زیرا وظایف موسیقی تئوری تنها این نیست که آن چیزهایی را جستجو نماید که موسیقی عملی آنرا روشن و پایه گذاری نموده بلکه،بایستی کوشش کند تا آسانترین قانون طبیعی را که گوش انسانها را به موسیقی آشنا می نماید پیدا کند. برگرفته از سایت پرشین سینگرز
نظرات شما عزیزان:
موسیقی : تاکنون تعاریف گوناگونی در مورد این هنردر کتابها ومحافل مختلف موسیقی بیان شده است.که این تعاریف تاکنون بیشتر مورد قبول واقع شده:
1-هنربیان احساسات به وسیله ی صداها را موسیقی میگویند.
2-موسیقی هنر ترکیب اصوات و صداهاست بطوریکه خوشایند باشد.پس پایه واساس موسیقی,صوت یا صداهست که بدون آن موسیقی به وجود نمی آید.
کلمه ی موزیک از زبان یونان آمده است.در زبان قدیم تمام هنرها را موزیک مینامیدند و برای هر چیز رب النوعی یعنی خدایی داشتند که آنها را "موز" می گفتند.
آپولو"Apollo" خدای شعر و موزیک و رهبر 9 الهه با اسامی زیر بود:
1-اویتریپ Euterp
2-پولی هیمنیا polyhymnia
3-اراتو Erato
4-ترپ سیخوره Terosichore
5-تالیا Thalia
6-ملپومنه Melpomene
7-کالییوپ Kaliope
8-کلییو Klio
9-اورانیا Urania
و اما از دو هزار سال پیش تا کنون،کلمه (موز) پایه ی (موزیک) قرار گرفته و آن را فقط به هنر موسیقی (موزیک) منحصر نموده ا ند.با اینکه موسیقی همزمان پیدایش بشر وجود داشته است ولی از این تاریخ،فورم و معني و ثابتي به خود گرفته است.
موسیقی دارای دو شکل میباشد یعنی دردو حال قابل بررسی و تحلیل می باشد.
اول-موسیقی عملی:مانند سازنواختن آواز خواندن، آهنگ ساختن.
Power By:
LoxBlog.Com |